![]()
▫️گل و شمعم به مزار دل خونین آمد
گفت پاشو که مسیحات به بالین آمد
▫️ناخدا نوح نبی بود که کشتی نجات
راه طوفان زد و با بال دل و دین آمد
▫️قاصد کوی خدا را چه بنامیم ای دوست؟
چه به از آنکه به سر سورۀ یاسین آمد
▫️یارب این شاخه گل از شش جهتش دار نگاه
این دعا کردم و از شش جهت آمین آمد
▫️جشن این کوکب و این کوکبۀ قدسی را
همه آفاق به آیینه و آیین آمد
▫️نامهات با خط و خال خُتنی هر جا رفت
گوییا قافلۀ نافهاش از چین آمد
▫️دهن مانی و صورتگر چین میچاید
که تواند به چنین نقش نگارین آمد
▫️آیتی خواندم از این نسخۀ قانون که شفاست
چشم خودبینم از این سُرمه خدا بین آمد
▫️خبری بود به یعقوب که یوسف در مصر
مژدهای بود به فرهاد که شیرین آمد
▫️نوشی از داروی سیمرغ به سهراب رسید
یا که ویس از پی پرسیدن رامین آمد؟
▫️همت ای پیر که با چنتۀ خالی نرود
گلِ مولا که به کشکول و تبرزین آمد
▫️شهریار این غزل طُرفه به تلقین سروش
چون رقم خواستزدن، خواجه به تحسین آمد
انتشار به مناسبت ۲۷شهریور، سالروز درگذشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی![]()

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
قد خمیده ما سهلت نماید اما
بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی
جام می مغانه هم با مغان توان زد
درویش را نباشد برگ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد
اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند
عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد
گر دولت وصالت خواهد دری گشودن
سرها بدین تخیل بر آستان توان زد
عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست
گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد
حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی
باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

برچسبها: حافظ

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینهها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
که چون شکنج ورقهای غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است
فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست
زبان ناطقه در وصف شوق نالان است
چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است
که داغدار ازل همچو لاله خودروست

برچسبها: حافظ
.: Weblog Themes By Pichak :.